السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
69
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
نيست و همه وجدانا هستى او را دريافتهاند . على عليه السّلام اين معنا را در يكى از سخنان ديگرش چنين بيان مىكند : « المعروف به غير كيفيّة ، لا يدرك بالحواسّ و لا يقاس بالنّاس و لا تدركه الابصار و لا تحيط به الافكار و لا تقدّره العقول و لا تقع عليه الاوهام فكلّ ما قدّره عقل أو عرف له مثل فهو محدود » . « 1 » « خدايى كه به چگونگى و كيفيّت شناخته نمىشود ، با حواس درك نمىگردد ، به مردم قياس و تشبيه نمىشود ، چشمها او را احساس نمىكنند ، انديشهها او را فرانمىگيرند ، خردها اندازهگيرىاش نمىكنند ، افكار و تخيّلات ، دور حريم كبريايىاش نمىگردند ؛ زيرا هر چيزى كه نظيرى برايش شناخته شود و يا عقل بتواند آنرا اندازهگيرى كند بالأخره محدود و ممكن الوجود خواهد بود » . نظير اين بيان ، حديثى است كه از رسول خدا منقول است كه فرمود : « ظاهر و باطن وجود حقتعالى يكى است و مغايرتى بين ظاهر صفات او و باطن آنها وجود ندارد . ظاهرش موصوفى است كه به چشم ديده نمىشود و باطنش موجودى است كه پنهان نمىگردد . در همهجا حاضر است و هيچجا حتّى يكآن هم خالى از او نيست . در جلو چشم دل حاضر است ولى محدود به حدّى نيست و غايب از
--> ( 1 ) - توحيد : 79 .